هدف گزینی برای کسب موفقیت های ورزشی

هدف گزینی برای کسب موفقیت های ورزشی

برای دیدن بر روی متن بالا کلید فرمایید .

 

اهداف کنونی شما در تکواندو کدامها هستند؟ می خواهید تا شش ماه آینده به کجا برسید؟ در 12 ماه یا 24 ماه آینده چطور؟

 

اهداف کنونی شما در تکواندو کدامها هستند؟ می خواهید تا شش ماه آینده به کجا برسید؟ در 12 ماه یا 24 ماه آینده چطور؟ ورزشکار بدون اهداف شفاف، جهت ندارد و بدون جهت به آسانی دچار استهلاک تدریجی می شود. در تنظیم اهداف اثربخش، این سه مورد اعمال می شود: جهت، شفافیت و انگیزش. اهداف اثر بخش، ابتدا، جهت به شما می دهد و شما را در جهت حرکت به جلو پیش می برد. دوم، بر اساس گام های عملیاتی بی واسطه ای که برای رسیدن به مقصد باید بردارید، شفافیت ایجاد می کنید. و سوم، وفور انگیزش را تجربه می کنید، اگر قرار است در راه موفقیت در صدر قرار بگیرید، وفور انگیزش یک مورد ضروری است.

به طور کلی، اهداف هوشمندانه و کارآمدمتشکل از اهداف زیر هستند: اهداف نتیجه ای، اهداف عملکردی و اهداف فرآیندی.

اهداف نتیجه‌ای: نتایج مورد نظر است که فرد قصد دستیابی به آن را دارد. برای مثال یک تکواندوکار می خواهد که سال بعد در یک تیم لیگ برتری بازی کند.

اهداف عملکردی: به این اشاره دارند که من به دنبال چه عملکردی باید باشم. چه مهارت هایی را باید ارتقاء دهم.برای مثال، یک تکواندو کار می خواهد که اعتماد به نفس خود را از 40 درصد به 80 درصد برساند.

اهداف فرآیندی: مراحل و فرآیندی هستند که برای دستیابی به نتیجه مورد نظر باید آنها را پی در پی پشت سر گذاشت. برای مثال، یک تکواندوکار برای رسیدن به اعتماد به نفس 80 درصدی، باید در ابتدا به روان شناس ورزش مراجعه کند و تکنیک های پیشنهادی را دریافت کند و در طول هفته این تکنیک ها را انجام دهد.


آیا بهتر است روی اهداف نتیجه ای تمرکز کرد یا روی اهداف عملکردی یا فرآیندی؟

حقیقت این است که برای دستیابی به موفقیت، هر سه موردضروری هستند. اگر یکی از آنها وجود نداشته باشد، دیگری به ندرت می تواند کاربرد داشته باشد؛ همین موضوع (عدم وجود یکی از اهداف نتیجه ای، عملکردی یا فرآیندی) یکی از دلایل دستیابی عده کمی از ورزشکاران به اهداف خود می باشد. از این دیدگاه، داشتن اهداف نتیجه ای، عملکردی و فرآیندی به صورت مکمل می تواند مفید باشند.

برای تبیین لزوم ایناهداف، مقصد (هدف) نهایی شما، لازم است در قالب اهداف نتیجه ای روشن باشد. نباید درباره چیزی که می خواهید به آن دست یابید، سؤالی باقی مانده باشد. هرچه هدف نتیجه ای شما روشن و شفاف تر باشد، احتمال موفقیت شما بیشتر می شود. اما به جز آگاهی در مورد هدف نهایی خود، لازم است در مورد گام هایی که باید برای رسیدن به مقصد بردارید نیز آگاه باشید. این اهداف عملکردی و فرآیندی، کلید نهایی هستند که اگر به درستی انجام شوند، شما را به مقصد می رسانند. اینطور به قضیه نگاه کنید: اگر بخواهید به سفر بروید، اول باید تصمیم بگیرید که دقیقاً کجا می خواهید بروید (هدف نتیجه ای). بعد باید امکانات لازم برای سفر به آن منطقه را بسنجید و فراهم کنید. سپس چگونگی سفر به آن منطقه (هدف فرآیندی) را مشخص کنید. اگر بدون در نظر گرفتن امکانات و نوع وسیله نقلیه، فقط روی مقصد نهایی خود تمرکز کنید، احتمال دارد که زمان سپری شود و شما هنوز هم در همان مکان قبلی خود درجا بزنید و به جایی هم نرسید. حالا از طرف دیگر در نظر بگیرید که اگر بدون روشن کردن مقصد نهایی خود تنها روی نوع وسیله نقلیه و امکانات لازم تمرکز کنید، احتمال دارد که انرژی زیادی را بیهوده هدر دهید و از پایان راه خود راضی نباشید. برای حل این مشکلات مهم است که هر دوی مقصد نهایی و نوع وسیله نقلیه مناسب سفرتان را بدانید. سپس باید در خلال راه، اوضاع را بررسی کنید تا مطمئن شوید در مسیر درست حرکت می کنید.

برای تنظیم اهداف خود، این شاخصه ها را رعایت کنید:

*اهدافی را انتخاب کنید که چالش برانگیز باشند، به زبان خیلی ساده شما را برای تلاش بیشتر وادار کنند.

*اهدافی را انتخاب کنید کهقابلکنترلباشند. برای مثال وقتی روی برنده شدن در بازی تمرکز می کنید، اگر اتفاقی (اشتباه داوری) بیافتد که خارج از کنترل شما باشد، چه کار خواهید کرد.

*اهدافی را انتخاب کنید که انعطافپذیر باشند.

*اهدافی را انتخاب کنیدکه جنبه‌ی مثبت داشته باشند. برای مثال، به جای کاهش خطا از 30 درصد به 20، بنویسید بهبود دقت شوت از 70 درصد به 80 درصد.

*برای تمرین و مسابقه خود، اهداف جداگانه تعیین کنید.

*در صورتی که در یک تیم فعالیت می کنید، اهداف انفرادی و تیمی تعیین کنید.

*اهدافی را انتخاب کنید که جزئی، دقیق و قابل اندازه گیری باشند.

*اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت برای خود تعیین کنید. برای مثال من یک ماه دیگر باید کجا باشم، 6 ماه دیگر کجا باشم و یک سال دیگر در چه موقعیتی خواهم بود.
*روی اهداف فرآیندی و عملکردی تأکید کنید، چرا که پله های رسیدن به اهداف نتیجه ای هستند.

ارزیابی عملکرد خود را فراموش نکنید

ارزیابی عملکرد در دستیابی به هدف، یک مؤلفه کلیدی است. علت آن را توضیح می دهیم. مشکل عمده اهداف عملکردی و فرآیندی این است که این اهداف معمولاً کسل کننده هستند. معمولاً فرد را اذیت می کنند. این فرآیندها، کار سختی هستند که افراد را بی قرار می‌کنند. شاید چند ماه یا حتی چند سال سخت تلاش کنید تا بتوانید ثمرۀ این کار آزار دهنده روزانه را ببینید. اگر نتوانید این عملکرد روزانه و هفتگی خود را ارزیابی کنید و روند پیشرفت خود را ملاحظه کنید، ممکن است قبل از نیل به هدف نهایی،خسته شده و از مسیر خارج شوید. با این حال، اگر نه تنها این فعالیت روزانه را ارزیابی کنید، بلکه آن را مورد تشویق هم قرار دهید، از تمرکز روی آن، منفعت حاصل می کنید.

اما اگر می خواهید یک ستاره نامدار شوید، باید مثل یک ستاره، اهداف خود را تنظیم کنید.

نویسنده مطلب: مهیار نجف پور

مهیار  نجف پور

پاسخ دهید

هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است.
ارسال نظر برای این مطلب غیر فعال شده است!